Showing posts with label Sociology. Show all posts
Showing posts with label Sociology. Show all posts

Friday, September 11, 2009

وبر و اسلام: نقدی بر یک ترجمه

برایان ترنر کتابی دارد به نام «وبر و اسلام» (1978) که بازسازی انتقادی مطالعات ناتمام وبر دربارهٔ اسلام و درواقع جامعه‌شناسی اسلام وبر با تکیه بر کتاب‌های چاپ‌شدهٔ او مانند مجموعه مقالات در جامعه‌شناسی دین، اخلاق پروتستان و اقتصاد و جامعه است. دو ترجمه از این کتاب در بازار موجود است. یکی را سعید وصالی برای نشر مرکز ترجمه کرده و دیگری را جمعی از مترجمان از جمله حسین بستان، علی سلیمی، عبدالرضا علیزاده و دیگران برای پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ترجمه کرده‌اند. در مقدمهٔ کتاب اخیر (ص 3) از مصطفی ملکیان به دلیل یاری رساندن در مراحل مختلف ترجمه، نقد و نشر و از سید محمود موسوی به دلیل ویراستاری کتاب تشکر شده است.

وبر جملهٔ مشهوری دارد با این مضمون:

Ich bin zwar religiös absolut unmusikalisch.
ترجمهٔ انگلیسی آن چنین است:
I am absolutely unmusical religiously.
و ترجمهٔ فارسی آن نیز تقریباً می‌شود: «من به‌لحاظ دینی کاملاً غیر حساس‌ام»؛ برخی، ادبی‌تر، آن‌را چنین ترجمه کرده‌اند: زخمهٔ دین چنگ دل مرا به صدا در نمی‌آورد. به‌طور خلاصه می‌گوید من لاادری هستم. حال جملهٔ ترنر را با ترجمهٔ معادل فارسی آن در دومین منبع پیش‌گفته (آنِ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه) مقایسه کنید:

Superficially, one might think that Weber's attitude to religion resembled Marx's. After all, Weber once commented that he was 'religiously unmusical'.

ممکن است در بدو امر تصور شود که نگرش وبر به دین با نگرش مارکس مشابهت دارد. از هرچه بگذریم، یک‌بار وبر اظهار داشت که من «به‌لحاظ دینی اهل موسیقی نیستم.» (ترنر، برایان اس: 1388، ترجمهٔ حسین بستان و دیگران، چاپ چهارم، ویراست دوم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ص 310).

مترجم حتی زحمت این را به خودش نداده که اصل انگلیسی جمله را در پانوشت بیاورد تا شاید خواننده خودش مفهوم را بفهمد. تصور کنید خواننده‌ای که نداند جملهٔ اصلی وبر چه بوده، احتمالاً فرض می‌کند وبر به‌دلیل اعتقاد عمیق دینی اهل موسیقی نیست و آن‌را از مصادیق لهو و لعب می‌داند.

Friday, December 19, 2008

لئو اشتراوس و آرمان صهیونیسم سیاسی

مقاله‌ای که در ادامه می‌آید، ترجمهٔ نامه‌ای است از لئو اشتراوس به سردبیر مجلهٔ بررسی ملی که در کتاب زیر منتشر شده است (چند پاورقی را برای توضیح بیشتر اضافه کرده‌ام):
Leo Strauss, Kenneth Hart Green (editor), Jewish Philosophy and the Crisis of Modernity, SUNY Press, 1997, pp. 413-4



برای مدتی من [نشریهٔ] بررسی ملی [1] را دریافت می‌کردم، و با بسیاری از مقالاتی که در آن دیده می‌شود موافقم. اما ویژگی‌ای در این نشریه است که کاملاً از درک آن ناتوانم. این برای من درک‌نکردنی است که نویسندگانی که در آن موضوعات قلم می‌زنند به‌طور ناشایسته‌ای با دولت اسرائیل مخالف‌اند.

دلیلی وجود ندارد که چرا چنین موضعی اتخاذ شده؛ صرفاً مخالفت شنیده می‌شود. چرا که من نمی‌توانم چنین استدلالاتی را - که مبتنی بر خطاهای واقعی فاحش یا عدم درک کامل چیزهای مهم است - دلیل بخوانم. ازاین‌رو متمایل شدم باور کنم که نویسندگان مذکور با عنادی ضدیهودی پیش‌رانده می‌شوند. من سال تحصیلی 55-1954 را به‌طور کامل در دانشگاه عبری اورشلیم تدریس کردم، و چیزی که می‌خواهم بگویم، منحصراً مبتنی بر چیزی است که با چشم‌های خود دیدم.

اولین چیزی در اسرائیل که به‌نظر کسی می‌آید، این است که این کشور یک کشور غربی است، که بسیاری از مهاجرین شرق را در طریق غرب تعلیم می‌دهد: اسرائیل تنها کشوری است که به‌عنوان یک کشور، پاسگاه برون‌مرزی غرب در شرق است. به‌علاوه، اسرائیل کشوری است که با دشمنان کشنده‌ای با برتری عدهٔ زیاد محصور شده، و [کشوری است که] در آن یک کتاب است که کاملاً بر آموزشی که در مدارس ابتدایی و دبیرستان‌ها ارائه می‌شود مسلط است: تورات عبری [2]. هر نقصی که در افراد باشد، روح کشور به‌عنوان یک کُل را می‌توان به‌حق در این کلمات وصف کرد: ریاضت قهرمانانه که با الفت باستانی کتاب مقدس پشتیبانی می‌شود. به‌گمان من یک محافظه‌کار، کسی است که اعتقاد دارد که «هر چیز خوبی میراث است». من کشور دیگری را نمی‌شناسم که در آن این اعتقاد قوی‌تر و پررمق‌تر [3] از اسرائیل باشد.

اما این کشور فقیر است، فاقد نفت و خیلی چیزهای دیگری است که پول زیادی را بدست می‌دهد؛ سوداگری‌ای که کشور بر آن مبتنی است ممکن است کاملاً دون‌کیشوت‌وار [4] به‌نظر برسد؛ دانشگاه و ساختمان‌های دولت در برد آسان سلاح‌های اردنی هستند؛ امکان شکستی فاجعه‌بار یا ناکامی آشکار و همواره نزدیک است. به‌گمان من یک محافظه‌کار، کسی است که پستی را خوار بشمرد؛ اما استدلالی که منحصراً مرتبط با محاسباتی از موفقیت، و مبتنی بر بی‌بصیرتی نسبت به اصالت این تلاش است، پست است.

من این استدلال را می‌شنوم که کشور توسط اتحادیه‌های کارگری اداره می‌شود. معتقدم این یم غلو خام است که بگوییم کشور توسط اتحادیه‌های کارگری اداره می‌شود. هرچند اگر هم این درست باشد، به‌نظرم یک محافظه‌کار، کسی است که می‌داند ترکیبی یکسان می‌تواند در موقعیت‌های متفاوت معانی بسیار متفاوتی داشته باشد.

کسانی که در حال حاضر بر اسرائیل حکومت می‌کنند، در ابتدای قرن از از روسیه آمده‌اند. آن‌ها به‌عنوان پیشگامان، به‌مراتب بهتر توصیف می‌شوند تا اعضای اتحادیه‌های کارگری. آن‌ها کسانی بودند که تحت شرایط ناامیدانهٔ دشواری، بنیانی را بنا کردند. آن‌ها به‌حق توسط تمامی غیرهم‌کیشان به‌عنوان آریستوکراسی (اشرافیت‌سالاری) طبیعی کشور مورد احترام قرار می‌گیرند، به‌همان دلیلی که آمریکایی‌ها به زائران [5] احترام می‌گذارند. آن‌ها از روسیه - کشور نیکولای دوم و راسپوتین - آمده بودند؛ ازاین‌رو نمی‌توانستند هیچ تجربهٔ حیات مطابق با قانون اساسی و لیبرالیسم حقیقی داشته باشند، که فقط وجه معکوس دموکراسی مطابق با قانون اساسی است که مزین به قوهٔ قضائیه‌ای نمونه باشد.

در صفحهٔ 16 از شمارهٔ 17 نوامبر نشریهٔ بررسی، اسرائیل یک «دولت نژادپرست» خوانده شده، بدون اینکه هیچ مدرکی دال بر اظهار این‌که اسرائیل یک دولت نژادپرست است ارائه کند. ممکن است او در ذهن داشته باشد که این واقعیت که در دولت اسرائیل هیچ ازدواج عرفی‌ای وجود ندارد، بلکه فقط ازدواج‌های یهودی، مسیحی و مسلمان وجود دارد، و به‌همین سبب آن ازدواج‌های آمیخته در معنای غیر نژادپرستانه‌اش در اسرائیل غیر ممکن است؟ من خیلی مطمئن نیستم که نکاح عرفی [6] تحت هر شرایطی موهبتی کامل باشد، تا این‌که این ویژگی خاص دولت اسرائیل را ناپسند شمارده شود.

در پایان، امیدوارم بگویم که پایه‌گذار صهیونیسم، هرتسل[7]، اساساً یک فرد محافظه‌کار بود، که صهیونیسم خود را با ملاحظات محافظه‌کارانه هدایت کرد. تیرهٔ اخلاقی یهودیان در خطر نابودی با به‌اصطلاح رهاسازی[8] بود، که در بسیاری از موارد آن‌ها را مطابق میراث خود متحد ساخت، هرچند چیزی بیش از برابری رسمی صرف به آنها نداد؛ این سبب وقوع شرایطی شد که «آزادی بیرونی و بردگی درونی [9]» خوانده شده است؛ صهیونیسم سیاسی تلاشی بود برای بازیابی آزادی درونی، آن متانت ساده، که فقط افرادی که میراث خود را به‌خاطر دارند و وفادار به ایمان خود هستند توانای برآنند.

صهیونیسم سیاسی به بسیاری دلایل معضله‌دار است. اما من هرگز چیزی را که به‌عنوان نیروی اخلاقی در دورهٔ انحلال کامل بدست آورد، فراموش نمی‌کنم. این امر کمک کرد که جریان ترازکردن «پیشرو» تفاوت‌های ارجمند و اجدادی رشد کند؛ این امر وظیفه‌ای محافظه‌کارانه را به‌انجام رساند.

لئو اشتراوس، شیکاگو



[1] National Review
[2] در متن اصلی: Hebrew Bible که معادل تنخ یهودیان است
[3] less lethargic
[4] quixotic
[5] Pilgrim fathers. تعدادی از پیوریتن‌ها و جدایی‌طلبان انگلیسی که در 1620 میلادی، در زمان جیمز اول به آمریکا - پلیموس در ماساچوست - مهاجرت کردند و مستعمره‌ای را در آن‌جا برقرار کردند.
[6] civil marriage
[7] تئودور هرتسل، (2 ژوئن 1860 - 3 ژوئیه 1904)، روزنامه‌نگار یهودی مجاری‌تبار که پدر صهیونیسم سیاسی مدرن دانسته می‌شود.
[8] emancipation
[9] external freedom and inner servitude

Friday, November 7, 2008

هابرماس و بحران چاق‌شدن در تجدد متأخر

اخیراً سایت آفتاب.آی‌ار اقدام به انتشار یکی از آخرین تصاویر یورگن هابرماس نموده که البته در نوع خود جالب است. هابرماس در آستانهٔ هشتادمین سال تولدش چاق شده و به‌شدت شبیه ریچارد رورتی شبیه شده.


Friday, April 18, 2008

جامعه‌شناسی منبع‌باز: مقدمه‌ای انتقادی

پروژهٔ کارشناسی‌ام را با عنوان «جامعه‌شناسی بازمتن در حوزهٔ نرم‌افزار» پارسال به دکتر رامتین خسروی تحویل دادم. بعدها کَمَکی تغییرش دادم و عنوانش را هم مناسب‌تر دیدم به «جامعه‌شناسی منبع‌باز: درآمدی انتقادی به پدیدهٔ منبعْ‌باز (open source)» تغییر دهم.
مباحث جامعه‌شناسیش کمی آبکی است، و قصد داشتم پیش از انتشار کمی تکمیلش کنم. به علاوه می‌خواستم پیش از انتشار در اینجا یک جایی بفرستمش، ولی فعلاً که نه خبر از کنفرانس‌ها دارم، نه فرصت تکمیل این را.

متن مقاله را به فرمت پی‌دی‌اف می‌توانید از اینجا دریافت کنید.

فهرست مطالب:
1. مقدمه
2. نرم‌افزار آزاد
2.1. مفاهیم
2.2. تاریخچه
2.2.1. پروژهٔ گنو
2.2.2. گام‌های تاریخی منبع‌باز
2.3. مدل توسعه
2.3.1. کلیسای جامع و بازار
2.3.2. الگوهای مدل بازار
2.3.3. مدیریت پروژه‌های منبع‌باز
2.3.4. قانون بروکس
2.3.5. بررسی پروژه‌هایی در مدل بازار و کلیسای جامع
2.3.6. جمع‌بندی مدل‌های ارائه شده
2.4. مدل کسب و کار
3. جامعه‌شناسی نرم‌افزار آزاد
3.1. جنبه‌های هویتی و روانی منبع‌باز
3.2. کسب و کار
3.3. نخبه‌گرایی
3.4. آیا منبع‌باز یک انقلاب است؟
4. نتیجه‌گیری
5. منابع

Sunday, January 14, 2007

صفویه و تشکیل حکومت شیعی در ایران: نقد و بررسی مفهوم تشیع صفوی

1. مقدمه

یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخی تمدن ایران، حکومت صفویه (1501 تا 1736 م) است. از طرفی - به عقیده‌ی بسیاری - صفویه، اولین حکومت ملی در ایران پس از انقراض ساسانیان است و از طرف دیگر در این زمان تشیع - که همچنان مذهب غالب در ایران است - مذهب رسمی ایران شد. تشیع که تا قبل از این یک مذهب انحرافی و رافضی معرفی می‌شد و به علاوه نهاد رسمی دولتی پشتیبانی نداشت، با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام شد و عملاً برای اولین بار در ایران، حکومت یکپارچه‌ی شیعی تاسیس شد (1).
در این نوشتار سعی داریم تا به اختصار پس از بیان اهم رویدادهای تاریخی در دوران صفویه، به بررسی تعامل دین و دولت و نقش سیاسی علمای شیعی در دوران صفویه بپردازیم. مسئله‌ی مورد مناقشه درباره‌ی صفویه که در این نوشتار مد نظر ماست، مباحثی پیرامون مفهمو «شیعه‌ی صفوی» و انحراف در اندیشه‌های بنیادین شیعه پس از به قدرت رسیدن است.

2. خلاصه‌ی روند تاریخی صفویه

سلسله‌ی صفویه بدست اسماعیل فرزند شیخ حیدر صفوی با تاج گذاری او در سن 15 سالگی تأسیس شد. وی علی‌رغم مخالفت علمای شیعه‌ی تبریز مذهب تشیع را رسمی کرد و دستور داد در نماز جماعت خطبه‌ی شیعه علنی خوانده شود: «... مرا به این کار واداشته‌اند و خدای عالم، با حضرات ائمه معصومین همراه من هستند و من از هیچ کسی باک ندارم. به توفیق الله تعالی اگر از رعیت حرفی بگویند، شمشیر می‌کشم و یک کس را زنده نمی‌گذارم...» [1]
سیاست مذهبی اسماعیل بسیار سخت‌گیرانه بود و به علاوه پیروان او اعتقاد زیادی به وی داشتند. بسیاری معتقدند پیروزی‌های او در جنگ‌هایش به دلیل اعتقاد مذهبی قوی سرداران سپاهش بود. راجر سیوری معتقد است، بسیار پیش از آنکه توپ جنگی را برادران شرلی (یک قرن پس از اسماعیل) به ایران بیاورند، ایرانیان (به عنوان مثال شیخ حیدر) سال‌ها پیش از آن استفاده کرده بودند. لیکن به دلیل اعتقاد به جوانمردی، در جنگ‌ها از این سلاح استفاده نکردند. همین باعث شد تا اسماعیل در جنگ چالدران مغلوب سلطان سلیم شود. [2]
اوج شکوه و قدرت صفویه در زمان عباس اول ملقب به «شاه عباس کبیر» است. وی در ابتدا با عثمانی قرارداد صلح امضا کرد و پس از دفع ازبکان، تبریز و بغداد را از عثمانی پس گرفت. [2]
از زمان شاه عباس کبیر، تربیت افراد شاهزادگان نالایق در حرم دنبال شد، چرا که شاه از قدرت گرفتن اطرافیانش در هراس بود، تا جایی که گفته می‌شود سلیمان اول 8 سال را مرتب در حرم گذراند و سلطان حسین مدت‌ها یک دائم‌الخمر بود. سر انجام محمود افغان در 1722 اصفهان را اشغال و سلطان حسین را به قتل رساند. 15، 16]

اسماعیل (اول)1501 تا 1524تاج‌گذاری در تبریز در سن 15 سالگی، اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران، سخت‌گیری مذهبی، شکست دادن ازبک‌ها و قتل محمد شیبانی (شیبک خان)، تعیین مقام مذهبی صدارت، کشورگشایی در 10 سال ابتدای حکومت، دعوت از محقق کَرَکی، شکست از عثمانی در جنگ چالدران و از بین رفتن ابهت او و خدشه به اندیشه‌ی شکست ناپذیری مرشد قزلباش‌ها (اسماعیل)، قتل عام شیعیان آناتولی به دستور سلطان سلیم عثمانی [2، 6، 16]
طهماسب (اول)1524 تا 1576طولانی‌ترین دوران سلطنت، اشغال و ترک تبریز توسط عثمانی، دعوت مجدد از محقق کرکی و دادن اختیارات به او
اسماعیل (دوم)1576 تا 1578
محمد خدابنده1578 تا 1587پادشاهی مریض و رنجور، دخالت همسرش (خیرالنساء بیگم ملقب به مهد علیا) در حکومت، تدارک اولیه‌ی سپاه برای جنگ با عثمانی [14، 2]
عباس (اول)1587 تا 1629مصالحه با عثمانی و شکست ازبک‌ها، پایتختی اصفهان، جنگ با عثمانی و شکست آن‌ها، بیرون راندن پرتغالیان از بندر عباس (اشغال‌شده در زمان اسماعیل)، گسترش مناسبات اقتصادی خارجی، مشاورت از انگلیسی‌ها در تهیه‌ی ارتش قدرتمند، آزادی مذهبی، اوج شکوفایی هنر و معماری، تربیت شاهزادگان نالایق در حرم [15، 16]
صفی1629 تا 1642خشونت و سرکوب: اعدام بسیاری از سران سپاه و مشاورین [16]
عباس (دوم)1642 تا 1666آرامش و افزایش قدرت علمای شیعه در حکومت [15]
سلیمان (اول)1666 تا 1694
سلطان حسین (اول)1694 تا 1722شکست از محمود افغان و غارت اصفهان، انقراض سلسله
خلاصه تاریخ و وقایع دوران شاهان صفوی


3. اندیشه‌ی اسلامی در دوره‌ی صفوی

سید حسین نصر، در مقالات خود به بررسی جایگاه علمی و سنن عقلی در زمان اوج شکوفایی صفویه پرداخته است. آوردن نام بزرگان «مکتب اصفهان»، خود بر شکوفایی اندیشه‌ها و سنن گوناگون عقلی (از فقهی گرفته تا عرفانی، کلامی فلسفی و حتی اخباری) کفایت می‌کند: محمد باقر داماد (میر داماد)، میر ابولقاسم فندرسکی، فیض کاشانی، صدرالدین محمد شیرازی (ملاصدرا)، بهاءالدین عاملی (شیخ بهایی)، محمد باقر مجلسی (مجلسی دوم/پسر). [3]
در بیان شکوه فرهنگ این دوران همین بس که اشاره کنیم به بیش از 100 عنوان کتاب از شیخ بهایی: در زمینه‌های فقه، اصول، ادبیات و علوم عربی، حدیث، ریاضیات، ستاره‌شناسی، حدیث، اصول اعتقادی، حکمت و فلسفه و علوم غریبه. [12]
از ابتدای تأسیس حکومت صفوی عده‌ای از علمای ایرانی به تکاپو افتادند تا مبانی و معارف مکتب تشیع یعنی متون دینی تاریخ زندگانی و سیره و سنت حضرت رسول (صلی‌الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و استنباط‌های فقهی و کلامی و تفسیری علما و متفکران شیعه را برای هموطنان شیعه مذهب خود تشریح و تفهیم سازند. این گروه معدود از علمای ایرانی که در آغاز قرن دهم هجری به علوم شرعی مثل حدیث و فقه و تفسیر روی آوردند و بعضاً ادعای فقاهت هم می‌‌کردند اغلب حکمای تعلیم یافته مکتب فلسفی ایران بودند که تفقه این عده بصورت منفرد و پراکنده و بدون آنکه فعالیت آنان شکل منسجم و منظمی داشته باشد بنا به ذوق و علاقه خود کوشیدند تا در مجموعه معارف شیعی غور نمایند و یافته‌های خود را در قالب تألیف و ترجمه ارائه دهند.
برجسته ترین نمایندگان این گروه عبارتند از: حسین بن شرف‌الدین عبدالحق معروف به الهی اردبیلی، جمال‌الدین بن عطاء ا.... دشتکی شیرازی، میر شاه طاهر بن رضی حسینی کاشانی معروف به شاه طاهر. [10]
علمای جبل عامل در قدرت سیاسی و فرهنگی عصر صفوی نقش بسزایی داشتند و از آن جمله می‌توان به نقش محقق کرکی در تعدیل سیاست‌های شاه اسماعیل اشاره کرد. یکی از مشخصه‌های فقه کرکی، بذل توجه خاص به پاره‌ای از مسائل است که تغییر سیستم حکومتی و به قدرت رسیدن شیعه در ایران بوجود آورده بود. بیشتر فقها و مجتهدان شیعه پس از کرکی تا پایان دوره صفویه متأثر از روش فقهی او بوده‌اند. زیرا مجموعه حقوقی عمیق و متین او را با استدلال‌های قوی و محکم در برابر خود دانسته‌اند. از مهمترین آثار مهاجرت فقها، تثبیت اندیشه ولایت فقیه بود به گونه‌ای که حاکم صفوی خود را نایب فقیه می‌‌شمرد. [10]
طهماسب در سفر به عراق، کرکی را با حکمی تاریخی و پراهمیت به ایران دعوت می‏کند. از آنجا که این دعوت با متنی کاملاً فقهی به نگارش درآمده است، احتمال داده‏اند کرکی آن را به‏عنوان اعلان شرایط بازگشت خود به ایران نوشته و شاه طهماسب آن‌را امضا کرده باشد. البته احتمال این‏که این فرمان را نهاد سلطنت صادر کرده باشد هم‏چنان به قوت خود باقی است. نکته‌ی قابل توجه این است که در این فرمان هیچ اشاره‏ای به جایگاه قدرت سیاسی نشده است؛ یعنی سعی در توفیق و جمع بین ضرورت‏های شرع و مقتضیات قدرت حاکمه ندارد، بلکه مستقیماً حکم شرع را مبنا قرار داده و تلاش در جهت توجیه و مشروعیت بخشیدن به قدرت سیاسی حاکم نمی‌کند. [4]

4. تشیع صفوی از دیدگاه شریعتی

شریعتی در تحلیلی جامعه شناختی از قضایای صفویه (2)، به انحراف در اندیشه‌ی شیعی اشاره می‌کند. وی یا بیان تفاوت‌های جنبش/نهضت (movement) با نهاد (institution) یک نظریه‌ی جامعه‌شناختی را یادآوری می‌کند مبنی بر اینکه فرد متعلق به نهضت، یک موضع مخالف و جریان ضد تاریخ را دنبال می‌کند و در مقابل آن فرد متعلق به نهاد، یک محافظه‌کار میانه‌رو است که هر مخالفی را ضد انقلاب می‌داند (3). به عنوان مثال زرتشت پیش از ساسانیان به صورت یک جریان و نهضت مبارز با اشکانیان بود ولی در دوره‌ی ساسانی که به صورت یک نهاد حکومتی درآمد، بر سرنوشت جامعه، املاک و قدرت‌های سیاسی حاکم شد. نمونه‌ی دیگر آن در عصر حاضر ماتریالیزم - سوسیالیزم است که در قرن 19 نفوذ بسیار زیادی در اندیشه‌های آزادی‌خواهانه داشت ولی در میانه‌ی قرن 20 که به صورت نهاد در می‌آید و از همیشه قدرتمندتر می‌شود، ایمان جدیدی به خود نمی‌آفریند و لذا در این دوره نهضت‌های آزادی‌خواهانه‌ی «ملی» بیش از سوسیالیزم مورد توجه قرار می‌گیرد.
شریعتی معتقد است که صفویه، حکومت خود را بر پایه‌ی «تشیع» و «ملیت» بنا نهاد و علمای شیعه که در طول 10 قرن در کنار مردم بودند، در کنار حاکمان قرار می‌گیرند. در همین دوره است که «عالم شیعی/دینی» به «روحانی» بدل می‌شود و حاکم، اقتدار خود را به عنوان یک نفوذ معنوی در اذهان جا می‌اندازد؛ برخی از اصول عقاید شیعی تحریف می‌شود که از جمله می‌توان به عصمت (عصمت از گناه و تماس با قدرت‌های آلوده، در برابر حالت بیولوژیک و فیزیکی)، وصایت (سفارش پیغمبر به جانشینی در برابر رژیم فامیلی)، ولایت، امامت، عدل، تقیه، غیبت (انتظار مثبت و رهبری عالم در برابر انتظار منفی، یعنی دست بسته بودن و معطل ماندن)، شفاعت، و اجتهاد و تقلید اشاره کرد.
وی همچنین به نقش غرب بویژه انگلیس در جدایی افکنی بین سه امپراطوری ایران، عثمانی و هند اشاره می‌کند و از ترس غرب از عثمانی و تحریک ایران به حمله به آن (تفرقه بین دو امپراطوری اسلامی) سخن می‌گوید.
به علاوه شریعتی تشیع علوی را نبوی و تشیع صفوی را اموی می‌داند و تفاوت‌های تشیع صفوی و علوی را به این صورت بیان می‌کند: «تشیع مکه در برابر تشیع مشهد»، «تشیع قرآن در برابر تشیع مفاتیح الجنان»، «تشیع مبارزه بر برابر تشیع لعن و نفرین»، «تشیع امام شناسی در برابر تشیع امام پرستی»، «تشیع علم در برابر تشیع اصالت تقدس» و نهایتاً «تشیع نه در برابر تشیع آری». [5، 13]

5. نقد

شریعتی در مقایسه‌ی تفاوت میان تشیع علوی و صفوی، به ارائه‌ی دو نمونه‌ی آرمانی (4) از تشیع مثبت و منفی می‌پردازد. هر چند در مواردی این مقایسه به آسیب شناسی و انحراف‌زدایی از دین منجر می‌شود، لیکن از آنجایی که این بحث به صورت تألیفی دقیق و تاریخی مطرح نشده، و همچنین به دلیل وسعت و پهن‌دامنه بودن آن، صحت تاریخی برخی مطالب آن مورد تردید است. به عنوان مثال اینکه آیا شاه عباس وزیر روضه‌خوانی به غرب می‌فرستد تا تشریفات مذهبی مسیحیان را بیاموزد و در مورد مراسم عاشورا به کار گیرد؟ جایگاه واقعی شاه عباس نزد مردم چگونه است؟ نقش علما در حکومت صفویه و دلیل همکاری بعضی و عدم همکاری بعضی دیگر چه بود؟ (5)
لَک‌زایی معتقد است، آن نظریه‌ای که مدّ نظر محقق کَرَکی، مقدس اردبیلی، محقق سبزواری، علامه مجلسی، شیخ بهایی و بسیاری از علمای بزرگ این دوره بوده عبارت است از این که همچنان هر سلطان فاقد شرایط نیابت از معصوم جائِر است و همکاری با این سلاطین در جهت امر به معروف، جلوگیری از ظلم و در کل انجام وظایف شرعی جایز و بلکه در برخی موارد واجب است. [8]
به عقیده مورخ معاصر و شیعه شناس لبنانی سید حسن الامین، اگر علمای جبل عامل به داد پادشاهان صفویه نرسیده بودند گرایش این سلسله به مسلک علی اللهی و غالیان شیعه حتمی بود و در آن صورت سرنوشت ایران امروز از لحاظ مذهبی جز این بود که هست. [10]
در اینکه حکومت صفویه یک حکومت عادل و حتی ملزم به رعایت احکام اسلامی نبود شکی نیست (6)، لیکن تقابل مشهد و مکه و قرآن در برابر مفاتح‌الجنان با فرض دو ثقل قرآن و عترت چیست؟ به نظر می‌رسد منظور شریعتی افراط در اهمیت دادن به عترت و غفلت از قرآن است.
سلطان محمدی در بیان علل نزدیکی علمای دین و مدح شاهان توسط آن‌ها در دوران صفوی می‌نویسد: «... علامه مجلسی آغازگر این رسم در بین عالمان شیعی نبوده، بلکه شاید آخرین آنها هم نخواهد بود. تألیف کتاب‏ها و اهدای آنها به سلاطین و مدح و ثنای شاهان در مقدمه اینگونه تألیفات از دیرباز، از زمان شیخ صدوق (ره) معمول و مرسوم بوده». وی اضافه می‌کند: «غرض علمای دینی از اهدای آثار برجسته خود به سلاطین، حفظ و بقای آثار و تسهیل امکان استفاده عموم از آن تألیفات بوده است.» و در ادامه می‌آورد: «در تبیین و توجیه اقدامات علامه مجلسی در مدح ظالمان، بایستی به مبنای فقهی ایشان در این زمینه توجه کرد. ایشان، مانند سایر فقهای امامیه به حرمت مدح ظالم فتوا داده است، لکن بر آن استثنا زده و مدح ظالمان در غیر مورد ظلمشان را جایز می‏داند؛ یعنی مدح و ثنای آنها در اعمال نیک و صالح‏شان، مشروط بر اینکه موجب جرأت بیشتر آنان در ارتکاب ظلم و معاصی نگردد، جایز است.» [9]

6. جمع‌بندی

به نظر می‌رسد تاکنون یک تحقیق دقیق و تاریخی در مورد صفویه، کنش دین و دولت و نقش علما در آن انجام شده باشد. و غالب تحقیقات کنونی نیز با پیش‌زمینه‌های ایدئولوژیک در دو سوی طیف نفی و اثبات قرار دارند.
در حال حاضر نیاز به یک تحقیق جامع با در نظر گرفتن اوضاع سیاسی - اجتماعی ایران و همسایگان، وضعیت فقه و فقهای شیعه و جایگاه آن‌ها در آن دوران، انگیزه‌های حکام صفوی و بررسی نقش غرب در جنگ‌های ایران و عثمانی مبرم است.
در این نوشتار تلاش کردیم تا نظرات هر دو طیف را تا حدی بیان کنیم.

مراجع

[1] عباس قدیانی، تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران در دوره‌ی صفویه، تهران، انتشارات فرهنگ مکتوب، 1384.
[2] راجر سیوری، ایران عصر صفوی، ترجمه‌ی کامبیز عزیزی، تهران، انتشارات مرکز، 1374، چاپ چهارم.
[3] حسین نصر، سنت عقلانی اسلامی در ایران، تهران، انتشارات قصیده‌سرا، 1383.
[4] سید محمد علی حسینی‌زاده، اندیشه‌ی سیاسی محقق کرکی، قم، انتشارات بوستان کتاب قم، 1380.
[5] علی شریعتی، شیعه، دفتر تدوین و نشر آثار شهید شریعتی در اروپا، 1357، چاپ اول.
[6] منصور صفت‌گل، ساختار نهاد و اندیشه‌ی دینی در ایران عصر صفوی، تهران، انتشارات رسا، 1381.
[7] ریولا جوردی، علمای جبل عامل در دولت صفویه (نقش حاشیه‌ای یا مهاجرت و تحول اجتماعی)، ترجمه‌ی مصطفی فضائلی، فصلنامه‌ی حکومت اسلامی، شماره‌ی پیاپی 7، سال سوم، شماره‌ی اول، بهار 1377.
[8] نجف لک‌زایی، درآمدی بر طبقه بندیهای اندیشه سیاسی اسلامی، فصلنامه حکومت اسلامی، شماره‌ی پیاپی 16، سال پنجم، شماره دوم، تابستان 1379.
[9] ابولفضل سلطان محمدی، همکاری با حاکم جائر در نگاه علامه مجلسی، فصلنامه‌ی حکومت اسلامی، شماره‌ی پیاپی 20، سال ششم، شماره‌ی دوم، تابستان1380.
[10] عصمت رمضانی مشکانی، تأثیر مهاجرت علمای جبل عامل بر فرهنگ و اندیشه دینی ایرانیان، فصلنامه پژوهشی دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، شماره 16 الی 19، پاییز 1383 الی تابستان 1384.
[11] سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام، کتاب‌خانه‌ی آنلاین تبیان: http://library.tebyan.net/books1/1160.htm
[12] عقیقی بخشایشی، فقهای نامدار، سایت: http://www.balagh.net/persian/feqh/library/23
[13] علی شریعتی، نوار سخنرانی تشیع صفوی و تشیع علوی.
[14] غلامرضا گلی زواره، بازخوانی تاریخی عملکرد بانوان در امور کشورداری ایران: زنان و زمامداران صفوی، مجله‌ی پیام زن، شماره‌ی 168، اسفند 1384.
[15] Shapour Ghasemi, Safavid Empire 1502 - 1736, History of Iran, http://iranchamber.com

[16] Widipedia, the free encyclopedia, Safavid dynasty, http://en.wikipedia.org/wiki/Safavid_dynasty


_________________________________________
(1) هرچند آل بویه نیز شیعه بودند، لکن تا زمان صفویه هیچ‌گاه تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام نشده بود. [11]
(2) وی در سخنرانی خود بیان می‌کند که این موضوع را فقط از یک بعد (جامعه شناسی) بررسی می‌کند. [13]
(3) می‌توان نمونه‌ی این نظریه را اندیشه‌ی تاریخ دوّار ابن‌خلدون یافت.
(4) Ideal Type
(5) به عنوان نمونه کرکی دعوت اسماعیل و پس از آن طهماسب را می‌پذیرد، لیکن مقدس اردبیلی به دعوت شاه عباس پاسخ مثبت نمی‌دهد. [7، 9]
(6) شراب‌خواری سنت غالب پادشاهان این سلسه بوده است. علامه مجلسی پس از تاج‌گذاری شاه سلطان حسین، سه خواسته مطرح کرد: نخست، منع شراب؛ دوم، منع جنگ طایفه‏ها و سوم، منع دستجات کبوتربازی. شاه خواسته‏های ایشان را پذیرفت و بی‏درنگ فرمان لازم را صادر کرد. [9]

Friday, December 8, 2006

منابع کنکور کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی + نمونه سؤالات


منابع جدید کنکور (1389) مجموعه یازده رشته‌ای علوم اجتماعی (شامل 1. جامعه‌شناسی، 2. انسان‌شناسی (مردم‌شناسی)، 3. جمعیت‌شناسی، 4. توسعهٔ روستایی، 5. برنامه‌ریزی رفاع اجتماعی، 6. مطالعات فرهنگی، 7. جامعه‌شناسی انقلاب، 8. مطالعات جوانان، 9. برنامه‌ریزی و برنامه‌ریزی توسعهٔ منطقه‌ای، 10. برنامه‌ریزی گردشگری توریسم و 11. دانش اجتماعی مسلمین) به‌علاوهٔ پژوهش و مطالعات زنان را می‌توانید از سایت معاونت آموزشی جهاد دانشگای دانشگاه تهران دریافت کنید (یا در اینجا مشاهده کنید). حجم این فایل پی‌دی‌اف، 1.6مگابایت است. در صورتی که لینک فعال نبود، آن‌را در اینجا مشاهده کنید.

در اینجا هم تلفن 84650 (پیش‌شمارهٔ تهران: 021) برای مشاورهٔ تلفنی ذکر شده است.

- - - - - - - - - - - - -

این قسمت قدیمی است و 4 سال پیش در این وبلاگ نوشته شده است:

امروز داشتم تو اینترنت دنبال منابع و تست‌های کنکور کارشناسی ارشد علوم اجتماعی می‌گشتم. هرچند خیلی چیز زیادی گیرم نیومد ولی همینم جای شکرش باقیست. منابع کنکور توی مجله‌ی فصل نو (مجله‌ی اینترنتی علوم اجتماعی) اومده:



  1. معرفی منابع رشته علوم اجتماعی در کارشناسی ارشد
  2. معرفی منابع کار شناسی ارشد گرایش های مطالعات جوانان و زنان
  3. معرفی منابع کارشناسی ارشد گرایشهای برنامه ریزی رفاه اجتماعی و جمعیت شناسی
روی سایت شبکه‌ی آموزش سیما هم تست‌های خوبی به همراه پاسخ برای جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی هست (البته من هنوز پاسخ‌نامه‌ش رو چک نکردم ولی بعید نیست که اشتباهاتی داشته باشه):

  1. سؤالات کارشناسی ارشد نظریه‌های جامعه‌شناسی
  2. سؤالات روش تحقیق
  3. سؤالات حوزه‌ها و مفاهیم جامعه‌شناسی
  4. سوالات کارشناسی ارشد مردم‌شناسی